کد خبر : 220019

مقایسه وضعیّت سربازان جنگ نرم با جنگ سخت

"...فتنه گران در ابتدامی کوشند "شخصیّت" یا حتیّ "شخص" کسانی را که از پشت پرده افکار و اندیشه ها و نقشه های آنان آگاه ترند، از سر راه خود بردارند. به همین دلیل کسانی که از فتنه ها آگاهی دارند و درباره آنها هشدارمی دهند مورد غضب ارباب فتنه قرار می گیرند. شاید معنای این سخن که مؤمنان در آتش می سوزند و غیرمؤمنان از آن به سلامت عبور می کنند همین باشد."


                                                    

"...فتنه گران درابتدامی کوشند "شخصیّت" یا حتیّ  "شخص"  کسانی را که از پشت پرده افکار و اندیشه ها و نقشه های آنان آگاه ترند، از سر راه خود بردارند. به همین  دلیل کسانی که از فتنه ها آگاهی دارند و درباره آنها هشدارمی دهند مورد غضب ارباب فتنه  قرار می گیرند. شاید معنای این سخن که مؤمنان در آتش  می سوزند وغیرمؤمنان از آن به سلامت عبور می کنند همین باشد."                  موج فتنه ص54 احمدحسین شریفی

درد دلی با شهداء جنگ تحمیلی برای آیندگان که بدانند برای پاسداری از اسلام بر سربازان امام زمان چه گذشت.

شهداء؛ خوش به حالتان رفتید و رزمندگان جنگ نرم را ندیدید! 

آن روزها که شما درجنگ نظامی مقابل دشمنان اسلام و انقلاب ایستادید؛ مردم و مسئولین یک پارچه برای دفاع مقدس ازاسلام و ایران؛ پشتیبان شما بودند؛ افتخارجوانان شرکت درجبهه های حق علیه باطل بود؛ در جبهه و پشت جبهه عزّت داشتید و احترام؛ فرماندهی داشتید، همچون امام خمینی که خود سربازی دلیر و شکست ناپذیردر برابر دشمنان اسلام وانقلاب بود؛ شماها را خوب می شناخت. شماها دست بوس دائمی فرمانده تان درملاقات های بی قید و شرط با کارت ورودی چفیه و نام رزمنده جبهه؛ بودید؛ پیروزی شماها را همه مردم و مسئولین می دیدند و شادی و جشن برپا می کردند. موقع رفتن به جبهه ها و برگشتن ازجبهه مردم و مسئولین مشایعت و استقبال می کردند؛ زخمی ها؛ تا خارج از کشور اعزام می شدند تا زخم ها التیام پیدا کند.
                                      

خلاصه؛ همه امکانات کشور؛ برای پشتیبانی از شماها و رزمندگان بسیج شده بود؛ تا شماها در برابر دشمن مقاومت کنید و از کشور و اسلام دفاع کنید. آن روزها مسلمانی عین وظیفه و افتخارآفرین بود و مسلمان نمایی جرمی نابخشودنی و امکان عملی نداشت.

آن پیرجماران؛ عارف بی بدیل؛ در جنگ نظامی جبهه و پشت جبهه را طوری فرماندهی و مدیریت کرد که جبهه ها تجلّی نور خدا وائمه علیهم السلام و اسلام شد. نتیجه اش هزاران گلگون کفن عاشق پوسف زهراء؛ از خاک به افلاک  پرواز کردند و ایران و مردم ایران برای همیشه از یورش نظامی دشمن نجات پیدا کرد و انقلاب اسلامی را بیمه نمود.

چه خوب هم دفاع کردید و ایران را به ملت ایران برگرداندید. مردم ایران را پیش یوسف زهراء سربلند و روسفید کردید. میهمانی سالارشهیدان گوارایتان  باد.


"امریکا با سر نیزه به جنگ شما نمی آید با قلم به میدان ما می آید"

                                                   بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)  

                                  

  
 
اما بعد از شما؛ به رزمندگان جنگ نرم و تهاجم فرهنگی که بلافاصله بعد ازجنگ نظامی شروع شد، چه گذشت و می گذرد؟

اما بعد ازشما؛ جبهه حقّ علیه باطل؛ از مختصات مرز جغرافیایی جمع شد و جنگ نرم شروع شد و تمام کشور را فراگرفت. اسلحه ها از موشک و توپ و تانک و تیربار و...؛ به قلم و زبان و رسانه های ملی و جهانی تبدیل شد؛ این بار نیز مثل جنگ نظامی بلافاصله سربازان اسلام و رزمندگان به دفاع مقدس پرداختند؛ اما بدون فرمانده؛ بدون آذوقه و پشتیبان؛ بدون بنیاد شهید و جانبازان و یک نفره و چند نفره در اوج غربت و ....

بعد از شما؛ رزمندگان اسلام را در اوج غریبی و تنهایی؛ فقط دشمن می شناسد و خدا و ائمه علیهم السلام. آنقدر این جنگ نابرابر و مظلومانه هست که رزمنده باید خود؛ آذوقه تهیه کند؛ خود نقشه دفاع و حمله را رسم کند؛ خود مختصات هدف را مشخص و خود تیراندازی کند؛ میزان پیروزی و پیشروی یا شکست ها را فقط خدا می داند و او و دشمن.

این سربازان در اردوگاه دشمن، نامی آشنا و سربازانی دلیر و شکست ناپذیر هستند؛ اما در اردوگاه خودی؛ کسی آنها را به عنوان سرباز اسلام نمی شناسد؛ چون؛ دشمن؛ با قلم ها و زبان ها چنان فضای جبهه را مسموم کرده که همچون مولایشان بعد از شهادت می پرسند؛ علی در مسجد چه می کرد!!اول پرونده می سازند، بعد محکوم می کنند و بعد مجازات، سرباز جنگ نرم استخوان در گلو، صبوری می کند و تحمّل، ولی میدان جنگ نابرابر را به بیگانه واگذار نمی کند. می ایستد تا اسلام بماند. 

                                                                                      

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید!

چون؛ اینان نیز همچون شما؛ از سر اخلاص و ایثار وعشق به خدا؛ متواضعانه در سنگر خط مقدم تا پای شهادت استخوان در گلو ایستاده اند؛ شما یک نوع شهادت را پذیرفتید اینها دو نوع هم شهادت جسمانی وهم روحانی؛ هرلحظه درهر دفاع و حمله ای؛ در هر شکست دشمن انتظار هر دو نوع شهادت را می کشند؛ وهر روزشهید می شوند؛ اما به تیغ قلم ها و زبان های دوست و دشمن. برخی فقط بعد از شهادت جسمانی قدر پیدا می کنند و اندکی از خدمات شان به اسلام و انقلاب دیده می شود!

چون؛ دشمن؛ خودی و دوستان را اسلحه کشتن رزمندگان کرده؛ خیلی وقت ها ناجوانمردانه و ناغافل حمله می کنند و تاراج می برند؛ هم اموال شان هم آبرو وهم عزّت واحترام هر چه که دستشان برسد؛ کوتاهی نمی کنند؛ مسئولین هم هلهله کنان؛ دست مریزاد می گویند و شادی؛ از زخمی کردن رزمندهدیگرمسئولین زمان شما؛ وجود ندارند؛ حالا خیلی ها برای گرفتن پست و مقام سر و دست می شکنند و هرچه سنگ دارند پرتاپ می کنند و برخی رزمنده می کشند تا میز چند صباحی بماند! ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین و واحرمتای حضرت زینب هر روز تکرار می شود. این بار توان رزمی و تدبیر نظامی با اسلحه ایمان رمز پیروزی نیست، باید هر لحظه تن به دین فروشی و قلم فروشی و وطن فروشی و ... ندهد تا در اردوگاه عاشورائیان باقی بماند. کار خیلی سخت هست و آزمایش خدا سخت تر. 

چون، سربازان جنگ نرم، دشمنان اسلام و انقلاب را رصد کرده و با تمام توان، با نقشه ها و توطئه های آنها فقط با توشه ایمان مقابله می کنند، ولی، برخی با استفاده ابزاری از بیت المال وامکانات و سمت دولتی و ...، آنها را رصد می کند، تا امکان هر گونه فعالیّتی را از آنها بگیرند و به نام قانون، در مستند قانونی، از هرچه خلاف شرع و قانون برای ساقط کردن سرباز جنگ نرم دریغ نمی کنند، تا حاکمان در سایه و صاحبان قدرت و زر و زور در امنیّت کامل قدرت نمایی کنند و حاکمیّت!  

چون؛ جنگ قدرت و جنگ احزاب؛ که یکی از حربه ها و اسلحه های دشمن و دوستان نادان و فریفته دنیا؛ برای مصادره انقلاب و تحریف همه جانبه اسلام و اسلام زدایی از کشوربود؛ با حمایت و هدایت کامل دشمن؛ احزاب و گروه های چند نفره شکل گرفت و در تصاحب بیت المال و پست های کلیدی و غیرکلیدی کشور مسابقه گذاشته؛ در این مسیر از هیچ  گناهی دریغ نکردند؛ تهمت و دروغ و حیله زبان خاص و عمومی این احزاب و فریفتگان دنیا شد. تا جایی که با زور و قدرت و ثروت؛همه را مجبور به کور و کر و لال بودن کردند؛ تا در سایه سکوت همگان؛ حیات خلوتی برای خود درست کنند که کردند. حال؛ کارجنگ نرم  به جایی رسیده که علنی در مجلس شورای اسلامی که روی خون شماها و زجر رزمندگان نرم غوطه وراست؛ برای خود حقوق مادام العمر تصویب می کنند؛ هرنوع نظارتی را بر خود با حربه  قانون لغو می کنند؛ تا بدون مزاحم!! هرچه می خواهند با اسلحه قانون!! بکنند.... 

این درست، که بسیاری از مسئولین شما و ما را فراموش کردند؛ فقط وقت رأی گرفتن و نیاز به تایید مردم داشتن، در کلام یادشان می افتیم؛ آن هم نه برای التیام و دلجویی و پشتیبانی از ما و شما و خانواده ها؛ بلکه برای ساکت کردن رزمندگان خط مقدم جبهه جنگ نرم! تا مردم را از این همه ظلم به اسلام و انقلاب و مردم  هشیار و مطلع  نکنیم، یعنی باج دادن و حقّ السکوت! نه پشتیبانی. ولی رزمنده ها همچنان به مولایشان سیدالشهداء اقتداء می کنند و هر روز می گویند هیهات من الذلّه. بعد از نه گفتن، دوباره باران گلوله از سر می گیرد و کربلا و عاشورا تکرار می شود و هزاران نفر به یک نفر و یا چند نفر انگشت شمار از داخل و خارج! 

اسم این سربازان فقط در دفتر سیّدالشهداء و امام زمان ثبت هست و هیچ حقّی!! از بیت المال و حقوق شهروندی و... ندارند.

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید!

چون؛ بعد ازشما کار جنگ به جایی رسید که رزمنده بودن و آمر به معروف بودن و خلاصه مسلمان بودن، جرمی نابخشودنی و آبرو واموال و زندگی آمران به معروف و ناهیان ازمنکر و رزمندگان اسلام بر صاحبان قدرت و ثروت و زور حلال  شد و هرجا به مقر دشمن وارد شده و ضربه زدند؛ اینها نیز پاتک را در داخل کشور؛ به این رزمندگان بی دفاع حواله کردند و می کنند.  

بعد از شما

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید!

چون؛ اطراف این رزمندگان؛ همیشه خلوت و خالی است؛ تا تیر و ترکش ها فقط به خود رزمنده بخورد! تا هر دو نوع  شهادت  فقط نصیب  اینها  شود!!

چون؛خبری از مشایعت ها و استقبال ها و ملاقات ها نیست؛ رزمنده غریبانه اسلحه دست می گیرد و می جنگد؛ هم از دوست می خورد هم  از دشمن.

دیگر حوزه علمیه که در طول تاریخ پیشرو در مبارزه با جنگ نرم و سخت بود و هر گز با دشمنان اسلام همسویی نداشته و در کنار ظالمی قرار نگرفت، اکنون، به یکی از شلیک کننده ها تبدیل شده، لذا، این رزمنده ها مجبور شدند تنهایی یا چند نفره، از خیر همه امکانات حوزوی بگذرند و در اوج مشکلات مالی و... در خط مقدم جبهه فرهنگی مبارزه کنند! 

برای ساکت کردن این رزمنده ها، حتی هزینه دارو هم پرداخت نمی کنند تا رزمنده را ساقط کنند! اینجا که ما هستیم کربلاست همه چیز را قطع کردند، اما به دست خودی و دوست! هر چند با صدها زخم، اما ایستادیم. 

اینجا امام زمان مان تنها یار و پشتیبان ماست. غریبانه به همدیگر دلگرمی می دهیم.  

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید!

چون؛ پیشگویی شهید باکری؛عملی شد و این  رزمنده ها از غصه دق می کنند. تنها عامل پیروزی و مقاومت و زنده ماندن شان؛ یاری لحظه به لحظه خدا و ائمه علیهم السلام هست. 


                                

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید!

چون؛ شهید باکری گفت:

این مردان رزم امروز، پس از جنگ سه دسته خواهند شد:

1- دسته اي به مخالفت با گذشته خود برمي خيزند و از گذشته خود پشيمان مي شوند.

2- دسته اي راه بي تفاوتي را برمي گزينند و در زندگي مادي خود غرق مي شوند...

3 - دسته اي به گذشتة خود وفادار مي مانند و احساس مي كنند كه از شدت مصائب و غصه ها دق خواهند كرد.

شهداء؛ خوش به حالتان که رفتید و جنگ نرم را ندیدید! ما جزو دسته سوم شدیم. 

هنوز معاویه های ریز و درشت پیدا و پنهان، علویان را به تیغ زبان و قلم و پول و...می کشند و بسیاری مسلمانان!! همچون زمان حضرت علی علیه السلام تماشا می کنند تا دنیای خود را حفظ کنند. 

هنوز هم حیسنیان را به جرم امر به معروف و نهی از منکر می کشند.

هنوز هم ...

           دعا کنید ما هم به شما بپیوندیم. 

                                                                         

   

ثبت شده توسط : منصوره وطنی

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
بالای صفحه اصلی